راحیلم تولدت مبارک

دیروز تولد راحیل بود . با اینکه 2 ماه جلوتر به دلیلی کادوی تولدش رو داده بودم ولی دلم طاقت نیاورد و دیشب با خودش رفتم قنادی تا براش کیک تولد هم بگیرم . با اینکه خودش میدونه 9 ساله که ماه مرداد برای من حکایت ماه شادی و غم رو داره ولی امروز دیدم انگار قیافه اش تو هم رفته . داشت با دوستی تلفنی صحبت میکرد و شنیدم که میگفت که تولدش از کسی کادو نگرفته که دلم خیلی سوخت از اینهمه بی انصافیش . امروز صبح لیلا اومده بود اینجا و براش یه بلوز کادو گرفته بود پریشب زن برادرم هم براش یه بلوز دیگه کادو گرفته بود . منم که 2 ماه جلوتر کادوشو داده بودم . ولی انگار هیچ کدوم از اینا براش مهم نبود و داشت برا دوستش درددل میکرد . بهش گفتم این دوستی که داری حرفهاتو بهش میزنی خودش برات چکار کرد ؟ آیا این انصافه ؟ برگشت گفت خوب من 9 ساله که جشن تولد نداشتم و هیچ دوستی هم ندارم که بخوام دعوتش کنم . بهش گفتم تو چرا منو درک نمیکنی ؟ من اول مرداد با تولدتو خوشحال میشم و 29 مرداد بغض غم مرگ خواهرت هر سال گلومو فشار میده . من چطور میتونم این بغض رو تو گلوم خفه کنم و برا تو جشن تولد بگیرم بخصوص که بقول خودت دوستی هم اینجا نداری که دعوتشون کنی . نمیدونم اون حق داره که با 29 سال سن هنوز انتظار جشن تولد از من داره یا من که نمیتونم با غمم کنار بیام . خدا شاهده که تو این چند سال خیلی سعی کردم بخاظر اون زنده باشم و زندگی کنم و روحیه مو حقظ کنم ولی دیگه بیشتر از این نمیتونم . در هر صورت تولدت مبارک دختر یک دونه من . ولی دلم میخواد که کمی درکم کنی که مطمئنم تا خودت مادر نشی این حس رو نمیتونی بفهمی .

/ 8 نظر / 35 بازدید
سوا چت

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... امیدوارم موفق باشین. اگه منت سرم بزاری منو لینک کن منم جبران میکنم انشاالله ممنون

kd

باد با چراغ خاموش کاري ندارد اگر در سختي هستي , بدان که روشني . . . ------------------ من در برخي از امتحاناتم مردود شدم اما دوستم تمام درسهايش را با موفقيت گذراند. اکنون او يک مهندس در شرکت مايکروسافت است و من فقط مالک مايکروسافت هستم ... بيل گيتس

mardebozorg

سلام[خداحافظ] خوبی؟ بعضی اوقات خوشحال ردن شخصی ونطوری نیست که ما فکر می کنیم هرچند ک بهمون نزدیک باشه راهت رو عوض کن. اتشاا... ک درست میشه انشاا... هم خدا اون یکی دخترت رو حفظ کنه اما زندگی در جریانه و بایست ادامه داد

غریبه

بالاخره اونم توقع دارد البته شما کم نگذاشته اید ولی خب بچه ها همیشه توقعشون بالاس هر کاری هم که بکنی فکر می کنن کم گذاشته اید سعی کنید همانطوریکه در وبلاگ مهر بانو و عسبلک شاد می نویسید اینجا هم شاد باشید

غریبه

زندگی وقت کمی بود و نمی دانستیم همه تعبیر دمی بود و نمی دانستیم حسرت رد شدن ثانیه های کوچک فرصت محترمی بود و نمی دانستیم عمر ما جمله بسر رفت به قول سهراب : آب در یک قدمی بود و نمی دانستیم

امیرحسین

سلام ممنون از این همه ابراز محبت انشاالله بتونیم جبران بکنیم.